نیرویی شکستناپذیر در قلب خلق
مجاهدانی که در ماههای اخیر سر بهدار شدهاند، از بهروز احسانی و مهدی حسنی در مرداد گذشته، تا این سیزده قهرمان، گواه بهمیدان آمدن نسل نویی از رزمندگان انقلابی ایراناند.
به جملات آنها که هر یک اعلان جنگ با دنیای ستم و سرکوب و بیعدالتی است، گوش کنید:
🕊️اکبر دانشورکار گفت: پرچمی که در دستان محمد حنیفنژاد بود، اکنون در دستان من است.
🕊️پویا قبادی گفت: محکم و استوار بهپای چوبه دار خواهم رفت.
🕊️بابک علیپور گفت: به جنگ صد برابر با رژیم ولایت فقیه بیا بیا میگویم.
🕊️ابوالحسن منتظر گفت: بالاترین آرزویم این است که مجاهد بمانم. مجاهدگونه بجنگم و مجاهد بمیرم. چرا که این است رسم رستگاری.
و 🕊️وحید بنیعامریان که همشهریانش ـ مردم عزیز سنقر ـ او را بهدرستی فرزند ایران نامیدهاند، گفت: خوشا به جنگیدن و جان فدا کردن در راه آرمان جامعه بیطبقه توحیدی. هر یک از این جملات، فشرده ایمان و شور و آگاهی است.
قضاییه جلادان زبونانه اعتراف کرد که شورشگر قهرمان، امیرحسین حاتمی چشم درچشم بازجویان و شکنجهگران گفته است که خواهان براندازی رژیم است و به قصد خلع سلاح نیروهای سرکوبگر به میدان آمده است.
ببینید، آنها درست در روزهایی این حرفها را زدهاند که میدانستند و کمترین تردیدی نداشتند که چوبههای دار انتظارشان را میکشد. اما این سرنوشت را با چشمان باز پذیرفته بودند. دیدید که مجاهد دلیر 🕊️محمد تقوی رو به دژخیمان رژیم گفت: اگر امروز هم من را آزاد کنید باز هم به مجاهدین وصل میشوم.
در کنفرانسی در اعتراض به احکام اعدام محمد تقوی و یارانش در زندان، عکسهایشان را بالا بردم، محمد در نامهیی برایم نوشت که چرا چهرهات در زمانی که عکسهای ما را در کنفرانس نشان میدادی، مغموم بود و نوشت: رستگاری بزرگ من این است که گامهای زندگیام را در اوج تعهد برای رهایی مردم بردارم. با آمادگی بیمانند به سوی سر بهدار شدن و حاضر بودن تا آخرین لحظه.
این پیامی بود که من از همه آنها بعد از هر بار اسم بردن یا نشان دادن عکسهایشان دریافت میکردم. این تواضع و بدهکاری و شجاعت، حاصل انتخاب جانانهیی بود که آنها بعد از عبور از آتشها و آزمایشهای بسیار به آن رسیدند.
در این چندسال هر بار که آنها را برای محاکمه و تجدید حکم اعدام صدا میکردند یا به انفرادی میبردند، هر لحظه با آنها بودم و میدیدم هرچه فشار بالاتر میرود، آنها آبدیدهتر، سرفرازتر، مصممتر و جنگاورتر پیام استقامت و پیروزی میدهند.
با نوشتههایی در دستشان از پشت میلههای زندان در ملاقاتها، اعلام حضور میکردند و با نشاط و سرزندگی، دستشان را به علامت پیروزی بالا میبردند و بعد سیل نامهها و تعهداتشان سرازیر میشد و سوگند میخوردند که دشمن را به شکست و ذلت میکشانند.
همچنان که شنیدم در وداع با یاران همبندشان، آنها را به صبر و پایداری دعوت میکردند و میگفتند چرا ناراحتید ما نزد بقیه یارانمان میرویم دشمن را نباید خوشحال کنیم.
ما انتخاب کردهایم که تا آخرش بایستیم و به این انتخاب افتخار میکنیم و معلوم است که این چنین دشمن را ناامید کرده و شکست دادهایم.
این شش مجاهد سرفراز از میان سنگلاخ شیطانسازیها و دروغها و تهمتها گذشتند، به همه جاذبههایی که آنها را به نهجنگ و فرار از پرداخت بها فرامیخواند، پشت کردند، از شغلشان، زندگیشان، خانوادهشان و سرانجام از جانشان گذشتند. و این راز پایداری آنهاست.
آری، خلقی که چنین نیروی شکستناپذیری در قلب خود دارد، به قدرت شکست دادن دشمن دست یافته است.
با درود به زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز که بیش از دو سال است کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» را با شجاعت تمام پیش میبرند.
با درود به زندانیان زیر حکم اعدام که با استواری و استحکامشان جوانان ایران را به مبارزه برمیانگیزند و با درود به شهیدان سربهدار که پیکرهای پاکشان بر بالای دار، درفش سرخفام قیام بزرگی است که در راه است.
https://www.maryam-rajavi.com/freedom-and-lasting-peace-in-iran-and-the-middle-east/
اخبار ایران

Comments
Post a Comment